سلاممم خوبین ؟! میبینم که مشتاق آپ بودین و دلم نیومد منتظرتون بزارم...مرسی که هنوزم میاین اینجا شرمنده میکنین مرسی...از همتون که ستاره های آسمون و روشن نگه میدارین ممنونم حیف اسمای رفیقای گل زیاده و ناتموم خوب به هر حال از همتون ممنونممم ایندفعه با اجازه یه شعر داشته باشیم که خیلی خوشگله و حسابی به حال و هوای منم میخوره و اینا ... اِاِاِاِ بابت کادوها و تبریکاتون ممنونم خیلی خیلی لطفیدید! میگن که والنتین هم هست و دیگه آره مبارک عزیزان خوش باشین...آپ امروز یه کمی مفصله دیگه ببخشید خلاصه...دیگه بازم بگم؟پس شعر چی؟!
![]()
![]()
چشم من![]()
![]()
![]()
چشم من بيا منو ياری بکن
گونه هام خشکيده شد کاری بکن
غيره گريه مگه کاری ميشه کرد
کاری از ما نمياد زاری بکن
اونکه رفته ديگه هیچوقت نمياد
تا قيامت دل من گريه ميخواد
هرچی دريا رو زمين داره خدا
با تمومه ابرای آسمونا
کاشکی ميداد همه رو به چشم من
تا چشام به حال من گريه کنن
اونکه رفته ديگه هیچوقت نمياد
تا قيامت دل من گريه ميخواد
قصهء گذشته های خوب من
خيلی زود مثل يه خواب تموم شدن
حالا بايد سر رو زانوم بذارم
تاقيامت اشک حسرت ببارم
دل هيشکی مث من غم نداره
مثل من غربت و ماتم نداره
حالا که گريه دوای دردمه
چرا چشمام اشکشو کم مياره
خورشیده روشن ما رو دزديدن
زیره اون ابرای سنگين کشيدن
همه جا رنگه سياهه ماتمه
فرصت موندنمون خيلی کمه
سرنوشت چشاش کوره نمیبینه
زخم خنجرش ميمونه تو سينه
لب بسته سينهء غرق به خون
قصهء موندن آدم همينه
اونکه رفته ديگه هیچوقت نمياد
تا قيامت دل من گريه ميخواد

